چند نکته ی دستوری
نویسنده : مریم کردبچه - ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢
 

انواع «ها»ی اشتقاقی،انواع «ان»،انواع«را»:


انواع «ه»

1-«ها»ی لیاقت در آخر جمع های اسمی می آید و معنی لیاقت می دهد؛مثلاً شاهانه(شاه+ان جمع+ه)زیرکانه(زیرک+ ان جمع+ه)   

2-«ها»ی نسبت:یک ساله،یک روزه،دسته،بنده،گیره،دو جانبه،دو آتشه،دو اسبه

3-«ها»ی تشبیه:دندانه،چشمه،زبانه،پایه،پشته،کوهه،

4-«ها»ی کثرت:شدتو مبالغه:بسیار خواره،بیکاره،جگر خواره،خونخواره

5-«ها»ی صفت:آمده،رفته،نشسته،خفته،افتاده،کشته

6-«ها»ی مدت ،زمان ومقدار:یک ساله،دو ماهه،سه روزه،چهار شنبه،هزاره،چله،دهه

7«ها»ی اندازه:یک اسبه(به اندازه ی یک اسب)چنگه(به اندازه ی یک چنگ)دسته(به اندازه ی یک دست گل بر داشتن در دسته گل)

8-«ها»ی دارندگی: مرد دو زنه(دارای دوزن)سه ساله(دارای سه سال)دو شاخه(دارای دو شاخ)گرمابه(دارای آب گرم)

9-«ها»ی معرفه:پسره آمد،اسبه را خریدم،دختره قشنگ است

10-«ها»ی اسم آلت:ماله،تابه،رنده،وزنه،

11-«ها»ی خردی و کوچکی:روزنه،غزاله

12-«ها»ی اسم ساز از صفت:لاله،سبزه،زرده،سفیده،خشکه،جوانه

 

انواع«ان»

1-ان  گذراساز:برای گذرا کردن فعل ها از وند تصریفی«ان»استفاده می کنیم؛مثلاً:پریدن یک فعل نا گذر است و پراندن گذرا به مفعول است.یا پوشیدن یک فعل گذرا به مفعول است و پوشاندن گذرا به مفعول و متمم که به آن گذرای سببی نیز گویند.

2-ان  زمان:که وند اشتقاقی و به معنای زمان است:پاییزان یعنی زمان پاییز.مثال های دیگر:بهاران،بامدادان،صبحگاهان،سحر گاهان

3-ان  مکان:این پسوند هم اشتقاقی است و معنای مکان را در خود دارد،مثل:کندوان یعنی جایی که کندو ها هستند،سپاهان مکان سپاه،گرگان،جای گرگ،خزران جای خزرودیلمان جای دیلم.

4-ان  شباهت:مثل کوهان یعنی شبیه کوه،ماهان شبیه ماه، این«ان»هم اشتقاقی است.

5-ان  قید ساز:شادان کسی که در حالت شادی است.گریان،نالان،لرزان و....

6-ان  علامت جمع:یک وند تصریفی است و در شعر و نثر ادبی کاربرد دارد.

 

انواع«را»

از انواع را  چهار نوع ،مشهورتر است که اشاراتی را می بینید:

1-نقش نمای مفعولی:

ارادت بی چون یکی را از تخت شاهی فرو آرد و دیگری را در شکم ماهی نگه دارد

2-فک اضافه:فک یعنی جدا کردن

رای فک اضافه،مضافٌ الیه را از مضاف جدا می کند،مثل این است که بگوییم:درخت را شاخه بشکست.یعنی شاخه ی درخت شکست.یا این مثال :

         گرگ را برکند سر آن سر فراز        تا نباشد دو سری و امتیاز

یعنی سر گرگ را بر کند.

      مرا زور و فیرو زی از داور است          نه از پادشاه و نه از لشکر است

یعنی زور و فیروزی من

    چو خندان شد و چهره شاداب کرد             ورا نام تهمینه سهراب کرد

3-رای حرف اضافه که به چند شکل آن توجه کنید:

1-به جای حرف اضافه بر:

       بدو گفت خندان که نام تو چیست        تن بی سرت را که خواهد گریست

2-به جای حرف اضافه ی برای:

      حسن خلقی ز خدا می طلبم خوی شما را       تا دگر خاطر ما از تو پریشان نشود

3-به جای حرف اضافه در :

شب را در بوستان،با یکی از دوستان اتفاق مبیت افتاد.

4-به جای حرف اضافه با:

نهان داشتن راز،اهل بیت را مشارکت است.

 

5-به جای حرف اضافه ی به ی قسم:

        دل می رود ز دستم صاحبدلان خدارا             دردا کا راز پنهان خواهد شد آشکارا

6-به جای حرف اضافه ی از:

خواهشی کردند که مروید و ما را دست مدارید.

7-به جای مخصوص که حرف اضافه محسوب می شود:

منت خدای را ،عزوجل ،که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت.

4-نشانه مالکیت:که در این کاربرد ،همیشه با فعل بودن و مشتقات آن می آید:

           هر نفس آواز عشق می رسد از چپ و راست       مابه فلک می رویم عزم تماشا که راست

          مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست      یاشب و روزبه جز فکر تو ام کاری هست

کافری را غلامی بود صاحب گوهریعنی کافری مالک غلامی نژاده و اصیل بود.

 

 

            


 
comment نظرات ()