آشنایی با زبان و زبان شناسی
نویسنده : داوود غلامزاده - ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱
 

دانش آموز مداحی از دبیرستان امام رضا (ع) پس از مطالعه مجموعه مقالات دکتر محمدرضا باطنی با عنوان پیرامون زبان و زبان شناسی خلاصه ای برای دوستداران زبان شناسی آماده کرده است که در ادامه می خوانیم...


 

زبانشناسی را مطالعه ی علمی زبان تعریف کرده اند. این تعریف گر چه رضایت بسیاری را جلب می کند و به ندرت ممکن است مورد ایراد قرار گیرد ولی مشکل بنیادی را حل نمی کند.این مشکل تعریف خود زبان است که در تعریف زبانشناسی بدیهی فرض شده است این زبان چیست که زبانشناسی مطالعه ی علمی آن است؟ وقتی در چنین تنگنایی قرار می گیرم که مجبور می شویم زبان را تعریف کنیم پی می بریم که کاری بس دشوار در پیش است و گرفتاریها تازه آغاز می شود.

تعریف زبانبه نحوی که مورد قبول همه ی زبانشناسان و دیگر دانشمندانی باشد که با زبان و مطالعه ی آن سر وکار دارند مقدور نیست . این اشکال از طبیعت خود زبان ناشی می شود. زبان پدیده یبسیارپیچیده ای است که مطالعه ی آن را نمی توان به یک قلمرو علمی خاص محدود کرد زبان دارای جنبه های فراوان است.

از یک طرف زبان وسیله ی ارتباط بین افراد جامعه است.زبان مهمترین وسیله ای است که می تواند افراد جامعه را به هم بپیوندد و در نتیجه یک واحد اجتماعی به وجود آورد به بیان دیگر زبان مهمترین نهاد اجتماعی است.بنابراین جامعه شناسان ومردم شناسان به خود حق می دهند زبان را از دیدگاه خود تعریف کنند.

از سوی دیگر زبان وسیله ی بین افکار و احساسات ما است. زبان تنها وسیله – یا موثرترین وسیله-ای است که جهان اندیشه و دنیای درون ما را باجهان بیرون مرتبط می کند.زبان و الگوعای زبانی چنان با افکار و احساسات ما پیوند خوردهاند که تجزیه ی آنها اغلب غیر ممکن است و خود منشا ای کشمکش علمی شده است که آیا فکر بدون زبان می تواند وجود داشته باشد یا نه . از این گذشته زبان یکی از جنبه های رفتار انسانی است وقتی زبان از یک طرف تا این حد مربوط  به جهان ذهنی ما و از طرف دیگر یکی از جنبه های مهم رفتار انسانی باشد روانشناسی که مطالعه ی دنیای درونی انسان ورفتار او را قلمرو خاص خود می داند به خود اجازه می دهد که به زبان از دیدگاه خود بنگرد .بنابراین روانشناسان نیز از زبان تعریغهایی که خاص آنها است به دست داده اند.

هر پدیده ای که دارای این ویژگیها یا خواص باشد زبان نامیده می شود.

1)قرار دادی بودن: یکی از ویژگیهای مهم زبان قرار دادی بودن آن است به این مفهوم که بین صوت و مهنا رابطه ی ذاتی وجود ندارد رابطه ای که بین کلمات و مهانی آنها وجود دارد رابطه ای است اتفاقی یا قرار دادی .

2)عدم وابستگی به محیط:یکی دیگر از ویژگیهای مهم زبان آزاد بودن آن از قید زمان و مکان است.اگر زبان فاقد این توانایی بود  اهل زبان می توانستند فقط در مقابل آنچه در زمان و مکان موجود است و حواس آنها را متاثر می کند واکنش نشان دهند و این همان چیزی است که در نظامهای ارتباطی اکثر جانوران مشاهده می شود.

3)ساخت دو گانه:منظور از ساخت دو گانه وجود نوعی ساختِ دو مرحله ای است بطوریکه واحد های رده ی بالاتر از عناصر رده ی پایین تر ساخته می شوند و هر کدام از این دو سطح قواعد و سازمانمندی خاص خود را داراست. در اینجا بین واحد و عنصر آگاهانه تمایز گذارده شده است تا راحت تر بتوان این مفهوم را القا نمود که عناصر سازنده ی آنصدا ها یا به زبافنی واجها هستند.

4)خلاقیت:منظور از خلاقیّت ِ یک نظام ارتباطی این است که برای تولید و درک زنجیره های تازه و در نتیجه برای مبادله ی چیامهای تازه توانایی نا محدود داشته باشد. هر یک از زبانهای انسانی فارغ از اینکه به چه نوع فرهنگی تعلق داشته باشند از این خلاقیّت نامحدود برخوردار هستند بدین معنی که می توانند از تعدادی محدود واژه که واژگان آنها را تشکیل می دهند تعدادی نامحدود جمله بسازند جمله هایی که برای نخستین بار گفته و شنیده می شوند و طبعاًحامل چیامهای تازه ای هستند

 

زبان و منطق

 

منطق مطالعه ی استنتاج است. اما استنتاج چیست؟ استنتاج یعنی استفاده از دانسته ها که مقدمات نامیده می شود برای رسیدن به چیزی نادانسته که نتیجه نامیده می شود. منطق نحوه ی گذر از مقدمات به نتیجه را مطالعه می کند تا مانع از آن شود که ما از مقدمات نتایج نادرست بگیریم. ازآنجا که استدلال با استفاده از زبان صورت می گیرد ناچار منطق برای تجزیه و تحلیل استنتاجها باید به تجزیه و تحلیل جمله هایی بپردازد که در جایگاه مقدمه ها و نتیجه قرار می گیرند. زبان طبیعی می تواند ما را به آسانی بفریبد تا از ساختهای زبانی ظاهراً مشابه  نتایج مشابهی بگیریم که طبق قواعد منطق بی اعتبار و فاقد ارزش صدق هستند .

 

 

اهمیّت استنباط در درک زبان

 

یکی از سوالات قدیمی در روانشناسی و زبانشناسی مر بوط به رابطه ی زبان و تفکر است.آیا زبان تنها شرط وجود فعالیّتهای عالی ذهن مانند تفکر تجوریدتعمیم استدلال قضاوت و مانند آن است؟آیا گر ما زبان نمی آموختیم از این فعالیتهای عالی ذهن بی بهره می بودیم ؟ چنانچه بر اثر بیماری یا تصادف قدرت سخن گفتن را از دست بدهیم آیا قدرت تفکر را نیز از دست خواهیم داد؟این سوالها تازگی ندارد از دیر باز توجه فیلسوفان و متفکران را به خود مشغول داشته است افلاطون معتقد بود که هنگام تفکر روح انسان با خودش حرف می زند .واتسُن از پیشروان مکتب رفتارگرایی در روانشناسی این مطلب را به نحودیگر بیان کرده است او معتقد است که تفکر چیزی نیست مگر سخن گفتن که به صورت حرکات خفیف د اندامهای صوتی درآمده است.به عبارت دیگر تفکر همان سخن گفتن است که وازده می شود براساس شواهد موجود امروزگرایش بر این است که به اینسوال پاسخی از اینگونه داده شود نه زبان تنها شرط و تنها عامل  موثر در تفکر نیست ولی قطعاًعامل بسیاریمهمی در این فعالیّت ذهنی است تفکر بدون زبان نیز امکان دارد ولی زبان دامنه ی آن را می گستراند و به آن ابعاد تازه می بخشد.


 
comment نظرات ()